إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (سوره مائده-آیه ۵۵)

همانا منحصرا ولی شما خداست و رسول او وکسانی که ایمان آورده اند، آنان که نماز به پا می دارند و زکات می دهند، درحالیکه در رکوع نمازند.

   (ولاء و توالی ) به این معناست که دو چیز یا بیشتر حاصل شود که از یک جنس باشند بدون اینکه چیزی از غیر آن جنس حائل شود واستعارتا در معنای قربی استعمال می شود (قرب مکانی ، قرب نسبی ، قرب دوستی ، قرب حاصل از نصرت و یاری ،قرب از جهت اعتقادی ) و ولایت یعنی نصرت و تولی و سرپرستی امر و به عهده گرفتن کار، پس ولایت یک نوع قرب است که باعث و مجوز نوع خاصی از تصرف و مالکیت تدبیر می شود و به همین معنا حاکم، ولی مردم است، چون در بین آنها حکم می کند، حال هر قدر که منطقه حکومت او وسیعتر باشد ولایت او گسترده تر می باشد. اما از سیاق آیه استفاده می شود که ولایت نسبت به خدا و رسول و مؤمنین به یک معنا می باشد، اما ولایت الهی به دو گونه است : 1) ـ ولایت تکوینی (حقیقی )، خدا مالک مطلق همه مخلوقات و دارای قدرت تصرف در میان آنهاست و تدبیر امور خلق بدست اوست. 2) ـ ولایت تشریعی یا اعتباری که به تشریع شریعت و هدایت و ارشاد و توفیق و امثال اینها از امور دینی مردم باز می گردد. ولایت رسول ولایت تشریعی و قیام به شریعت و دعوت به دین و تربیت امت و حکومت بین آنان و قضاوت در میان آنهاست که همه اینها از شئون رسالت ایشان می باشد، پس همانگونه که اطاعت از خدا بدون قید و شرط واجب است، اطاعت از رسول خدا (ص ) هم اطاعت از خداست و بدون قید و شرط بر همه مؤمنان واجب است، اما ولایت مؤمنین مذکور در آیه نیز نظیر همین ولایت است، چون با (واو) عاطفه بیان شده است و حصر موجود در (انما) حصر افراد است، اما اوصاف ذکرشده برای مؤمنین در این آیه فقط با حضرت علی (ع ) تطبیق می کند، کما اینکه روایات بسیار من جمله در تفسیر کشاف شأن نزول این آیه را در زمانی می دانندکه حضرت علی (ع ) در مسجد در حال نماز بودند و سائلی نزد ایشان آمد و آن حضرت انگشتر خویش را در حال رکوع به سائل بخشیدند و رکوع حالت خضوع و ذلت آدمی را در برابر خداوند مجسم می سازد. شیعیان این آیه را نص بر ولایت و خلافت امیرالمؤمنین (ع ) می دانند، زیرا تنها اوست که در حالت رکوع انگشتر خود را به سائل بخشید. اما اهل تسنن می گویند این آیه نص در مورد ولایت حضرت نیست، چون دراینجا معنای حقیقی رکوع مراد نیست، بلکه مراد معنای مجازی آن یعنی خضوع در برابر عظمت پروردگار است، یعنی مراد آیه اینست که ولی شما یهود ونصاری نیستند، بلکه ولی شما خدا و رسول و مؤمنینی هستند که نماز بپا می دارند و زکات می دهند و در همه این حالات خاضعند، یا در حالی زکات می دهند که خودشان فقیر و تنگدستند (21)، لیکن دقت دراطراف این آیه و آیات قبل و بعدش و نیز دقت درباره تمامی این سوره ما را به معنایی خلاف آنچه آنها ادعا کرده اند راهنمایی می کند. اولا): اینها به قرینه سیاق ولایت را به معنای نصرت گرفته اند نه سرپرستی وتولی امر، درجواب می گوئیم ترتیب آیات به دست رسول خد اتنظیم نشده (بلکه در زمان خلیفه سوم انجام شده است) و در این مورد ولایت به معنای سرپرستی امر است . ثانیا):آیات قبل از این آیه مؤمنین را از دوستی با کفار نهی می کند اما آیات بعد به پیامبر دستور می دهند اعمال زشت کفار ومنافقین را به آنان گوشتزد نماید، پس غرض آنها متفاوت است با این حال چگونه بین این دو دسته وحدت سیاق هست؟ ثالثا): در تفسیر آیات 56،57،58 و 59 همین سوره خواهیم گفت: که کلمه ولایت در این آیات نمی شود به معنای نصرت باشد، زیرا با سیاق نمی سازد(بعضهم اولیاءبعض)، (آنها خود اولیای یکدیگرند) و یا جمله (ومن یتولهم فانه منهم ) چون عقد نصرت و یاری باعث یکی شدن و الحاق نمی شود، بلکه این مودت و حب است باعث وحدت و یکی شدن می گردد. رابعا): معنی ندارد در این آیه بگوید پیامبر یاور مؤمنان است، بلکه منظور از ولایت، ولایت در تصرف و محبت باشد، به علاوه چنانکه گفتیم روایات بسیار از امامیه و خود اهل سنت هست که دلالت دارند براینکه این دوآیه در شأن حضرت علی (ع ) نازل شده است، اما بعضی از مغرضین برای اینکه بگویند آیه در شأن آن جناب نیست خود را بسیار به تعب افکنده اند و هم در روایت مناقشه کرده اند و هم در بر گرداندن معنای ظاهر آیه خود را به تکلف افکنده اند (والله المستعان ،علی مایصفون )(22)،(خداوند در آنچه توصیف می کند یاور و مددکار است (23) . خامسا): اما اینکه بعضی از اهل سنت به دلیل جمع بودن (الذین امنوا) آن را وصف حال امیرالمؤمنین (ع ) نمی دانند، در پاسخ باید گفت : که فرق است بین اینکه لفظ جمع را بیاورند و اراده شخص واحد بکنند و بین اینکه قانونی کلی و عمومی بگذرانند و از آن بطور عموم خبر دهند، در صورتی که مشمول آن قانون جز یک نفر کسی نباشد و جز بر یک نفر منطبق نشود، آنچه در عرف سابقه ندارد، مورد اولی است، اما در مورد دومی در عرف و در لسان قرآن بسیار اتفاق افتاده و این مورد در این آیه هم واقع شده است.

تفسیر نور

در شأن نزول آیه آمده است: سائلى وارد مسجد رسول خدا صلى الله علیه وآله شد و از مردم درخواست کمک کرد. کسى چیزى به او نداد. حضرت على علیه السلام در حالى که به نماز مشغول بود، در حال رکوع، انگشتر خود را به سائل بخشید. در تکریم این بخشش، این آیه نازل شد.
ماجراى فوق را ده نفر از اصحاب پیامبر مانند ابن عباس، عمّار یاسر، جابربن عبداللّه، ابوذر، اَنس‏بن مالک، بلال و... نقل کرده‏اند و شیعه و سنّى در این شأن نزول، توافق دارند [118]. عمّار یاسر مى‏گوید: پس از انفاق انگشتر در نماز و نزول آیه بود که رسول‏خداصلى الله علیه وآله فرمود: «مَن کنتُ مولاه فعلىّ مولاه». [119]
پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله در غدیرخم، براى بیان مقام حضرت على علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود. [120] و خود على علیه السلام نیز براى حقّانیّت خویش، بارها این آیه را مى‏خواند [121]. ابوذر که خود شاهد ماجرا بوده است، در مسجد الحرام براى مردم داستان فوق را نقل مى‏کرد [122].
کلمه‏ى «ولىّ» در این آیه، به معناى دوست و یاور نیست، چون دوستى و یارى مربوط به همه مسلمانان است، نه آنان که در حال رکوع انفاق مى‏کنند.
امام صادق‏علیه السلام فرمودند: منظور از «الّذین آمنوا...»، على‏علیه السلام و اولاد او، ائمّه‏علیهم السلام تا روز قیامت هستند. پس هرکس از اولاد او به جایگاه امامت رسید با این ویژگى مثل اوست، آنان صدقه مى‏دهند در حال رکوع [123].
مرحوم فیض کاشانى در کتاب نوادر، حدیثى را نقل مى‏کند که بر اساس آن سایر امامان معصوم نیز در حال نماز و رکوع به فقرا صدقه داده‏اند که این عمل با جمع بودن کلمات «یقیمون، یؤتون، الراکعون» سازگارتر است.
امام باقرعلیه السلام فرمود: خداوند پیامبرش را دستور داد که ولایت على‏علیه السلام را مطرح کند و این آیه را نازل کرد [124].
بهترین معرّفى آن است که اوصاف وخصوصیّات کسى گفته شود ومخاطبان، خودشان مصداق آن را پیدا کنند. (آیه بدون نام بردن از على‏علیه السلام، اوصاف و افعال او را برشمرده است)
امام صادق علیه السلام فرمود: على علیه السلام هزاران شاهد در غدیر خم داشت، ولى نتوانست حقّ خود را بگیرد، در حالى که اگر یک مسلمان دو شاهد داشته باشد، حقّ خود را مى‏گیرد [125].
ولایت فقیه در راستاى ولایت امام معصوم است. در مقبوله‏ى عمربن حنظله ازامام صادق‏علیه السلام مى‏خوانیم: بنگرید به آن کس که حدیث ما را روایت کند و در حلال وحرام ما نظر نماید و احکام ما را بشناسد. پس به حکومت او راضى باشید که من او را بر شما حاکم قرار دادم. «فانّى قد جعلته علیکم حاکماً...». [126]
118) الغدیر، ج‏2، ص‏52، احقاق‏الحقّ، ج‏2، ص‏400 و کنزالعمّال، ج‏6، ص‏391.
119) تفسیر المیزان.
120) تفسیر صافى.
121) تفسیر المیزان.
122) تفسیر مجمع‏البیان.
123) کافى، ج‏1، ص 288.
124) تفسیر نورالثقلین وکافى، ج‏1، ص‏281.
125) تفسیر نورالثقلین.
126) کافى، ج‏1، ص‏67.


پیام ها
1- اسلام، هم دین ولایت است و هم دین برائت. هم جاذبه دارد و هم دافعه. آیات قبل، از پذیرش ولایت یهود و نصارى نهى کرد، این آیه مى‏فرماید: خدا و رسول و کسى را که در رکوع انگشتر داد، ولىّ خود قرار دهید. «یا ایّها الّذین آمنوا لا تتّخذوا... انّما ولیّکم اللَّه...»
2- از اینکه به جاى «اولیائکم»، «ولیّکم» آمده ممکن است استفاده شود که روح ولایت پیامبر و على‏علیهما السلام، شعاع ولایت الهى است. «ولیّکم»
3- معمولاً در قرآن نماز و زکات در کنار هم مطرح شده است، ولى در این آیه، هر دو به هم آمیخته‏اند. (دادن زکات در حال نماز) «الّذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»
4- کسانى که اهل نماز و زکات نیستند، حقّ ولایت بر مردم را ندارند. «انّما ولیّکم اللَّه...» («انّما»، نشانه‏ى انحصار ولایت در افراد خاصّ است)
5 - براى توجّه به محرومان، نماز هم مانع نیست. «یؤتون الزکاة و هم راکعون» (آرى، فقیر نباید از جمع مسلمانان دست خالى برگردد.)
6- ولایت از آنِ کسانى است که نسبت به اقامه‏ى نماز وپرداخت زکات پایدار باشد. «یقیمون الصلوة ویؤتون...» («یقیمون» و«یؤتون» نشانه دوام است)
7- هرگونه ولایت، حکومت و سرپرستى که از طریق خدا و رسول و امام نباشد، باطل است. «انّما ولیّکم اللَّه...» (کلمه «انّما» علامت حصر است)
8 - توجّه به خلق براى خدا در حال نماز، با اقامه نماز منافات ندارد.«یؤتون الزکاة و هم راکعون»
9- کسى که نسبت به فقرا بى‏تفاوت باشد، نباید رهبر و ولىّ شما باشد. «انّما ولیّکم اللَّه... و یؤتون الزکاة»
10- کارهاى جزئى (مثل انفاق انگشتر) نماز را باطل نمى‏کند. «یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»
11- در فرهنگ قرآن، به صدقه مستحبّى هم «زکات» گفته مى‏شود. «یؤتون الزکاة»
12- ولایت‏ها در طول یکدیگرند، نه در برابر یکدیگر. ولایت بر مسلمین، ابتدا از آنِ خداست، سپس پیامبر، آنگاه امام. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین آمنوا...»
13- حضرت على‏علیه السلام در زمان خود پیامبرصلى الله علیه وآله نیز ولایت داشته است. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله» (ظاهر ولایت، ولایت بالفعل است، نه ولایت بالقوّه. زیرا ولایت در آیه یکبار بکار برده شده که یا همه بالفعل است و یا همه بالقوّه مى‏باشد).

منبع: http://tadabbor.org

 


اطلاعیه ها (بایگانی)